در مورخه : چهارشنبه، 13 بهمن ماه، 1389 موضوع : مطالب آموزنده و جالب
عشق و سخاوت الهی
با تشکر از کاربر عزیز parla که این مطلب زیبا رو ارسال کردن
من جزو افراد خوش شانسی بودم که توانستم در روزهای اخر عمر مادر عزیزم در این دنیا اوقات زیادی را با او بگذرانم و از هم صحبتی اش لذت ببرم.متاسفانه او در ماه های اخر عمرش دائما در بیمارستان بود و من تا می توانستم در کنارش بودم. طی این مدت منو مادرم بیشتر در مورد مرگ و زندگی پس از مرگ باهم صحبت می کردیم.در یکی از مکالماتمان پرسیدم : مادر دوست دارم رازی بین خودمان داشته باشیم.می دانم که فکرم تا حدی عجیب و غریب است ولی می توانم از شما خواهش کنم که.....