امار تالار

خوش آمدید میهمان


عضو شوید
ارسال کلمه عبور





عضويت:
امروز : 0
دیروز : 1
مجموع کاربران : 2,072
جدیدترین کاربر : *maryam*

آمار بازدید :
بازدید امروز : 728
بازدید دیروز : 7,275
بازدید کلی : 2,997,131

بيشترين تعداد آنلاين:
مجموعا : 198
در تاریخ : 2012-10-05
در ساعت : 02:29

وضعیت آنلاینها
میهمان : 7
اعضا : 0
مجموع : 7

اعضاي آنلاين:

فروشگاه

امکانات

 Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net

Display Pagerank

اموزش مسائل زناشویی


تلویزیون دیجیتال

ارسال شده توسط : admin      تاریخ : سه شنبه، 4 آبان ماه، 1389           بازدید : 1566   

زندگی نامه حافظ شیرازی

حافظ را نمي توان از سنخ شاعران تک بعدي و تک ساحتي محسوب و تفکر شاعرانه اش را تنها به يک وجه خالص تفسير و تاويل کرد.

شعر حافظ داراي ابعاد گوناگون و متنوع سرشار از راز و رمز و پرسش از حقيقت هستي است.

ادامه...

زندگی نامه

خواجه شمس الدین محمدبن محمد حافظ شیرازی، از بزرگترین شاعران نغزگوی ادبیات فارسی است. حافظ در اوایل قرن هشتم ه‍.ق- حدود سال 727- در شیراز دیده به جهان گشود. پدرش بهاءالدین، بازرگان و مادرش اهل كازرون بود. پس از مرگ پدر، شمس الدین كوچك نزد مادرش ماند و در سنین نوجوانی به شغل نانوایی پرداخت. در همین دوران به كسب علم و دانش علاقه مند شد و به درس و مدرسه پرداخت. بعد از تحصیل علوم، زندگی او تغییر كرد و در جرگه طالبان علم درآمد و مجالس درس علمای بزرگ شیراز را درس كرد. او به تحقیق و مطالعه كتابهای بزرگان آن روزگار- از قبیل كشاف زمخشری، مطالع الانظار قاضی بیضاوی و مفتاح العلوم سكاكی و امثال آنها- پرداخت. همچنین در مجالس درس قوام الدین ابوالبقاء عبدالله بن محمود بن حسن اصفهانی شیرازی نیز حضور داشت.


بعد از آن زندگانی حافظ تغییر کرد و او در جرگه طالبان علم درآمد و مجلس‌های درس عالمان و ادیبان زمان را در شیراز درک‌کرد و به تتبع و تفحص و تحقیق در کتاب‌های مهم دینی و ادبی از قبیل کشّاف زمخشری و مطالع‌الانظار قاضی بیضاوی و مفتاح‌العلوم سکاکی و امثال آنها پرداخت و محمد گلندام، معاصر وی همان کسی که دیوان حافظ را جمع‌آوری کرده، او را چندین‌بار در مجلس درس قوام‌الدین ابوالبقاء عبدالله بن محمودبن حسن اصفهانی شیرازی (772م ه) مشهور به ”ابن‌الفقیه نجم“ عالم و فقیه بزرگ عهد خود دیده و غزل‌های او را در همان محفل علم و ادب شنیده‌است.

چنانکه از سخن محمد گلندام برمی‌آید حافظ در دو رشته از دانش‌های زمان خود یعنی علوم شرعی و علوم ادبی مشغول تحقیق و تتبع بود و چون استاد او قوام‌الدین خود عالم به قراآت سبع بود طبعاً حافظ نیز در خدمت او به حفظ قرآن با توجه به قرائت‌های چهارده‌گانه (از شواذ و غیر آن) ممارست می‌کرد و خود در شعرهای خویش چندین بار بدین اشتغال مداوم به کلام‌الله اشاره نموده است و به تصریح تذکره‌نویسان اتخاذ تخلص ”حافظ“ نیز از همین اشتغال نشأت کرده است. اما تفحص در آثار آن دوره و دقت در حرفه و پیشه کسانی که لقب ”حافظ“ داشته‌اند نگارنده را بر آن می‌دارد که تخلص ”حافظ“ را به سبب خوش‌آوازی و احیاناً غزل‌خوانی او بداند.


شیراز در دوره کودکی و نوجوانی حافظ اگرچه وضع سیاسی آرام و ثابتی نداشت اما یکی از مراکز بزرگ علمی و ادبی ایران و جهان اسلام بشمار می‌آمدد و این نعمت، از تدبیر اتابکان سلغری فارس، برای شهر سعدی و حافظ فراهم آمده بود. حافظ در چنین محیطی که هنوز انجمنگاه دانشوران و سخنوران و عارفان و شاعران بزرگ بود، پرورش علمی و ادبی می‌یافت.

حافظ از میان امیران عهد خود چند تن را در شعرهایش ستوده و یا به معاشرت و درک صحبت آنها اشاره کرده است مانند ابواسحق اینجو (مقتول به سال 758 ه) و شاه شجاع (م 786 ه) و شاه منصور (م 795 ه) و در همان حال با پادشاهان ایلخانی (جلایریان) که در بغداد حکومت داشتند نیز مرتبط بود و از آن میان سلطان احمدبن شیخ اویس (784-813 ه) را مدح‌کرد. از میان رجال شیراز، از حاجی قوام‌الدین حسن تمغاجی (م 754 ه) در شعرهای خود یادکرده و یک‌جا هم از سلطان غیاث‌الدین‌بن‌سلطان‌سکندر فرمانروای بنگال که در سال 768 بر تخت سلطنت بنگال جلوس کرده‌بود یادنموده‌است.


هنگامی که شهرت شاعرنوازی سلطان محمود دکنی (780-799 ه) و وزیرش میر فیض‌الله انجو به فارس رسید حافظ راغب دیدار دکن گشت و چون پادشاه به منی هند و وزیر او را مشتاق سفر خود به دکن یافت از شیراز به ”هرموز“ رفت و در کشتی محمود شاهی که از دکن آمده بود نشست اما پیش از روانه شدن کشتی باد مخالف وزیدن گرفت و شاعر کشتی را -ظاهراً به قصد وداع با بعضی از دوستان در ساحل هرمز، اما در واقع از بیم مخاطرات سفر دریا - ترک گفت و این غزل را به میر فیض‌الله انجو فرستاد و خود به شیراز رفت:
دمی با غم به سر بردن جهان یکسر نمی‌ارزد به می‌‌بفروش دلق ما کزین به‌تر نمی‌ارزد...


یکبار نیز حافظ از شیراز به یزد که دردست شعبه‌ای از شاهزادگان آل‌مظفر بود رفت ولی خیلی زود از اقامت در ”زندان سکندر“ خسته شد و در غزلی بازگشت خود را به فارس بدین‌گونه آرزو کرد:
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت رخت بربندم و تاملک سلیمان بروم


درباره عشق او به دختری ”شاخ‌نبات“ نام، افسانه‌هائی رایج است و بنابر همان داستان‌ها حافظ به وصال این دختر نرسید .



زندگی نامه حافظ شیرازی زندگينامه شعرا

  

چراغ قوه زوم دار پلیس

گل سخنگو

>پکیج لوازم شعبده بازی به همراه آموزش

شامپو رفع سفیدی مو

تخم مرغ پز ویژه

عینک پلیس مدل S8311

دوش ال ای دی حمام

عود ماه تولد شما

ادوکلن دیزل DIESEL FUEL FOR LIFE

لوبياي سحرآميز فارسی+ گلدان زیبا

عینک دید در شب مخصوص رانندگی در شب

بیگودی جادویی فر کننده مو Magic Leverag

ساعتLED سامورایی زنانه

آموزش تعمیرات خودرو پراید

آموزش تعمیر لپ تاپ(گام گام)

اتو موی اینستایلر

دستبند ماه تولد شما

عینک جیمزباند با امکان دیدن پشت سر

آموزش گام به گام خیاطی

همه چیز درباره مردها

گردنبند خورشید بولگاری

انگشتر ساعتی

نرم افزار آموزش آشپزی و شیرینی پزی

ادکلن وان میلیون ویژه آقایان متمول

ادوکلن نینا ریچی

آموزش سفره آرایی

مجموعه کامل اسکریپت های وب

خودکار جادویی

دستبند استقلال + هدیه

دستبند پرسپولیس + هدیه ویژه

دانستنی های قبل و بعد از ازدواج

ادوکلن V18

 


مرتبط باموضوع :

 زندگینامه استاد شهریار  [ جمعه، 30 ارديبهشت ماه، 1390 ] 1113 مشاهده
 زندگينامه فردوسي  [ پنجشنبه، 13 اسفند ماه، 1388 ] 680 مشاهده
 زندگينامه سهراب سپهري  [ پنجشنبه، 23 ارديبهشت ماه، 1389 ] 919 مشاهده
 زندگينامه عطار نيشابوري  [ جمعه، 31 ارديبهشت ماه، 1389 ] 1320 مشاهده
 زندگينامه ایرج میرزا  [ شنبه، 24 مهر ماه، 1389 ] 1440 مشاهده

نام شما: سهيل
ایمیل شما: jahandideh.soheyl@yahoo.com
وبلاگ/سایت شما: www.soheil73.blogfa.com

در مورخه : دوشنبه، 4 ارديبهشت ماه، 1391

خيلي عالي است

ارسال جوابیه ]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
وبلاگ/سایت شما : 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب